88
لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يُحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِهِ. 1
خداوند خردها را بر كنه اوصاف خود، آگاهى نداده است و در عين حال، شناخت آن را به قدر امكان از آنان پوشيده نداشته است.
اين عبارت به صراحت بيان مىكند هرچند، دسترسى به كُنه حقايق اسما و صفات الهى در توان و ظرفيت بشر نيست، اما خداى متعال، عقل بشرى را از معرفت به مقدار واجب و در حدّ توان محروم نكرده است. پس از بيان مقدمه پيشگفته، اكنون بهتر مىتوان طريقه اهل بيت(ع) درباره تفسير آيات اسما و صفات را تبيين كرد.
1. ارجاع متشابهات به محكمات
علامه طباطبائى(رحمه الله)، طريقه امامان اهل بيت(ع) در تفسير آيات متشابه و صفات خبرى را ارجاع دادن اين آيات و صفات به آيات محكمات مىداند 2 و در توضيح مىفرمايد:
آنان با آيات محكمات، آيات متشابه را معنا مىكنند؛ يعنى آنچه را آيات محكمات از خداى متعال نفى مىكند، از مدلول آيات متشابه حذف مىكنند. لذا در آيات متشابه، اصل معنا را مىگيرند و شوائب نقص و امكان را كه ظاهر آيات متشابه متضمن آن است، حذف مىكنند؛ مثلاً عرش در لغت، عبارت است از تختى قبهدار و مرتفع، داراى پايههايى ساخته شده از چوب يا فلز كه مَلِك روى آن مىنشيند و احكام را صادر و اوامر را اجرا مىكند. درباره خداى متعال نيز اين مقام، يعنى در اختيار داشتن زمام همه امور و صدور احكام و اوامر، هست؛ منهاى احتياج داشتن به نشيمنگاه و مادى بودن آن و چوبى يا فلزى بودن پايههاى آن. دليل بر اين معنا، آيات (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) و (سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا يَصِفُونَ )