79تصديقى است. در اين صورت معلوم مىشود كه هيچ يك از ظواهر آيات، به اين معناى دوم (ظهور جملى و تصديقى)، مخالف با احكام خرد نخواهد بود. علت اينكه كسانى ظواهر برخى آيات را مخالف عقل پنداشته و دست به تأويل آن زدهاند، اين است كه ظهور تصورى را از ظهور تصديقى و ظهور جُملى را از ظهور افرادى جدا نساختهاند. 1
نتيجه اينكه اگر منظور از تأويل مورد بحث، انصراف لفظ از ظهور حرفى است، اين تأويل باطل است و اما اگر به معناى اراده شدن ظهور تصديقى است، اين تأويل صحيح است؛ هرچند در نامگذارى ظهور تصديقى به تأويل، جاى مناقشه است. 2
4. ضوابط و شرايط تأويل صحيح
در يك جمعبندى از مجموع مطالب پيشگفته، مىتوان شاخصههاى لازم براى تأويل صحيح را كه منطبق با روح قرآن و هماهنگ با مسلّمات عقلى و نقلى است، اينگونه برشمرد:
الف) لزوم ارجاع به محكمات يا متواترات
ارجاع آيات و احاديث اسما و صفات به آيات محكمات يا به احاديث متواتر و قطعى، از مهمترين ضوابط تأويل صحيح است؛ در غير اين صورت، هرگونه تأويلى كه انجام شود، تفسير به رأى بوده و باطل است.
ب) وجود قرائن قطعى
در مواردى كه آيه محكم يا حديث متواترى يافت نشود، وجود قرائن قطعيه، اعم از حاليه يا مقاليه، ضرورى است.