61شهرستانى در اينباره مىگويد:
گروه كثيرى از سلف، صفات خبرى را، بدون آنكه آن صفات را تأويل ببرند، براى خداوند متعال ثابت مىدانستند. اين گروه كه به صفاتيه معروف شدند، در اثبات اين صفات براى خداوند، افراط كرده و تا حد تشبيه به صفات مخلوقات، پيش رفتند. 1
شهرستانى مىافزايد:
جماعتى از متأخرين، افراطىتر از متقدمين گرديده و در تشبيه صرف و خالص واقع شدند. آنان مىگفتند: «راهى در صفات خبرى جز حمل بر ظاهر وجود ندارد». 2 وى در ريشهيابى اين طرز تفكر به يهود مىرسد. به گفته او: «ريشه اين عقيده افراطى، اعتقاد فرقهاى از يهود به نام قرائين بود». 3
اين گروه كه به مُشبّه حشويه 4 شهرت يافتهاند 5، ملامست، مصافحه، رؤيت و زيارت خداى سبحان را در دنيا جايز دانسته و براى ذات الهى، تمامى اعضا و جوارح انسانى را قائل شدهاند. 6
تشبيهگرايان يادشده، تنها گريزگاهى كه براى خود از اين انديشه تجسيمى يافتهاند، اين است كه بگويند: «او جسم است، اما نه مانند ديگر اجسام و اعضاى او، با اعضاى انسان متفاوت است». اما اين توجيه مشكل آنان را حل نمىكند. 7