23مراد از واحد بودن خداوند متعال - براساس روايت اميرالمؤمنين(ع) 1 - يا بساطت و تركيبناپذيرى ذات الهى است، يا يگانگى و بىهمتايى او.
معناشناسى اسما
كلمه «اسماء»، جمع اسم است و واژه اسم از ريشه «سِمْوٌ» اخذ شده است. كلمه سِموٌ بر وزن حِملٌ يا قُفلٌ از «سُمُوّ» به معناى علو و رفعت است. قول ديگر اين است كه واژه اسم در اصل از وَسم اخذ شده و «الوسم» به معناى علامت و نشانه است و به معناى داغ و علامتى به كار مىرفت كه بر گوسفندان مىگذاشتند تا مشخص شود كدام يك از آنِ كدام شخص است. اما گفتهاند اين قول ضعيف است؛ زيرا كلمهاى كه مهموزالفاء است (مثل «وصل» و «وعد») همزه وصل بر آن وارد نمىشود. افزون بر اينكه كلمات هنگام تصغير يا جمع، به اصل خود برمىگردند و در اين صورت، اسم بايد به اوسام جمع بسته مىشد و تصغير آن «وُسَيم» بود؛ حال آنكه تصغير «اسم»، «سُمَى» و جمع آن «أسماء» است. 2
البته اين يك نوع استعمال «اسم» است كه در آن، لفظ بر مسما دلالت مىكند و لازمه اين معنا، آن است كه اسم غير از مسما باشد؛ اما استعمال ديگر اسم اين است كه