136يك- اينكه خداى متعال آيات قرآن را به محكم و متشابه تقسيم فرموده است، آيا به لحاظ معناى لغوى كلمات است يا به لحاظ حقيقت آيات؟ بىگمان به لحاظ معناى لغوى نيست؛ زيرا از طرفى قرآن كريم به لسان عربى مبين نازل شده است و از طرف ديگر، مردم مكه و مدينه نيز به حكم عربزبان بودن، طبيعتاً به الفاظ و كلمات زبان خود آشنايى كامل دارند؛ بنابراين تقسيم آيات به محكم و متشابه به لحاظ معناى لغوى، وجهى ندارد. علاوه بر اين اگر فرض كنيم در زمان نزول آيات يا بعد از آن، كسى باشد كه معناى لغوى كلمهاى را نداند، او وظيفه دارد براى فهميدن آن، به اهل لغت مراجعه كند و ديگر نيازى نيست، بلكه اصلاً وجهى ندارد كه سراغ آيات محكم برود و از طريق ارجاع متشابه به محكمات، معناى كلمهاى را بفهمد. در نتيجه متشابه بودن آيات صفات، تنها به لحاظ معناى حقيقى و كيفيت آنهاست. در اين صورت ترديد انداختن ابنتيميه و البانى بين معناى لغوى و درك كيفيت در فهم آيات محكم و متشابه، بىمعناست.
دو- نكته ديگر اينكه اگر آيات صفات را از آيات متشابه قرآن بدانيم، بنا بر ديدگاه كسانى كه وقف را در آيه 7 آل عمران: (... وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ...) بر كلمه «العلم» قرار مىدهند و راسخون در علم را عالم به تأويل آيات متشابه مىدانند، باز هم معرفت كيفيت صفات الهى براى غير خداى متعال نيز امكانپذير است؛ به ويژه كه تعداد افراد نامبرده در بين سلف و خلف كم نيست. چنانكه خود ابنتيميه نيز از برخى از صحابه و سلف مانند ابنعباس، مجاهد، ربيع بن انس، محمد بن جعفر بن زبير، احمد بن حنبل، ابنقتيبه، ابوسليمان دمشقى و ديگران نام برده است كه گفتهاند، تأويل آيات متشابه را مىدانند. 1