123كوه احد كه فرمود: « هذا أُحد جبل يحبنا ونُحبه »، 1 تمسك كرده و بر پايه آن، وجود مجاز در آيه 77 كهف: (فَوَجَدٰا فِيهٰا جِدٰاراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ ) را كه بسيارى معتقد به مجاز بودن كلمه «يريد» در اين آيه هستند، نفى كرده است. او معتقد است:
همانگونه كه در اين حديث، محبت ورزيدن، صريحاً به خود كوه نسبت داده شده است، كلمه «يريد» در آيه شريفه نيز مىتواند به خود جدار نسبت داده شود و مجازى در بين نباشد. 2
شنقيطى، از ديگر مخالفان وجود مجاز در قرآن، در مقدمه كتابى كه در همين موضوع نگاشته است، علت نگارش آن را اينگونه بيان مىكند:
چون مشاهده كردم اكثر مردم اين زمان، قائل به جواز مجاز در قرآن شده و توجه ندارند كه نزول اين كتاب (قرآن)، صرفاً براى تعبّد و بيان اعجاز است - و از اينرو همه حقيقت بوده و هيچ مجازى در آن نيست، بلكه قول به مجاز، وسيلهاى براى نفى بسيارى از صفات كمال و جلال خداى متعال است - لذا به منظور نصيحت و هشدار به مسلمانان كه مبادا به ادعاى مجازيت آيات، مرتكب نفى صفات كمال و جلال الهى شوند، اين كتاب را نگاشتم. 3
ابنتيميه كه از مخالفان سرسخت وقوع مجاز در قرآن است، تقسيم الفاظ به حقيقت و مجاز را اصطلاحى مىداند كه هيچ يك از صحابه، تابعين و امامان مشهور اهل سنت چون مالك، ثورى، اوزاعى، ابوحنيفه و شافعى، جز احمد بن حنبل به آن تكلم نكردهاند. او مدعى است اين اصطلاح پس از سه قرن اول اسلام، از سوى معتزله و ساير متكلمان اختراع شده است. 4 به گفته او: «تقسيم كلام به حقيقت و مجاز، امر باطلى