109ابنتيميه و شاگردان مكتب او مدعىاند، آنان از برخى شخصيتهاى معروف اهل سنت سدههاى نخستين، دستورالعملى دريافت كردهاند مبنى بر اينكه آيات و احاديث صفات را به همان گونهاى كه وارد شده است، به حال خود واگذارند (تأويل نكنند).
وى از قول مكحول، زهرى، سفيان ثَورى، اوزاعى، ليث بن سعد، سفيان بن عُيينه، عبدالله بن مبارك، مالك بن انس، احمد بن حنبل، معمر بن راشد و اسحاق بن راهويه آورده است كه همه در رابطه با مُجاز بودن يا نبودن تفسير آيات و احاديث صفات گفتهاند: « أَمِرُّوهَا كَمَا جَاءَتْ » يا گفتهاند: « أَمِرُّوهَا كَمَا جَاءَتْ بِلَا كَيفٍ » 1 يا « أمروها كَمَا جَاءَت بِلَا تَفْسِير». 2او در ادامه يادآور شده است كه عبارت « كَمَا جَاءَتْ »، براى رد معطله آمده و قيد «بلا كيف» در رد اهل تمثيل است. 3
ابنتيميه، متأثر از مبناى فكرى يادشده (ظاهرگرايى در آيات و احاديث صفات)، بحث در مورد تجسيم و تشبيه را در بيشتر آثار و كتابهاى خود متعرض شده است و به صورت عمده در كتابهاى «منهاج السنة فى الرد على الرافضة و القدرية»، «الفتوى الحموية الكبرى»، «رسالة العقيدة الواسطية»، «التدمرية»؛ «تحقيق الإثبات للأسماء والصفات»، «مجموع الرسائل الكبرى و الفتاوى الكبرى» و «مجموع الفتاوى» از اين باور جانبدارى كرده است. 4 نامبرده در «الفتوى الحموية الكبرى» بر اساس مبناى ظاهرگرايى و اجتناب از تأويل، پس از بيان برخى از آيات و احاديث، مدعى شده است: