91
اول- موانع سياسى: مقصود از دلايل سياسى ناكامىهاى همكارى منطقهاى اسلامى، توجه به بافت حكومتى و نفوذ استعمار سياسى در جوامع اسلامى است كه سبب ايجاد بافت حكومتى وابسته، عدم اعتماد بين ملتها و عاملان اقتصادى منطقه و همچنين آثار فرهنگى وابستگى سياسى در روحيات مردم (عدم اعتمادبهنفس، اعتماد كاذب به اقتصاد جهانى، تنبلى و مصرفگرايى غيرعقلانى) مىشود. 1
دوم- موانع اجتماعى - فرهنگى: در ميان كشورهاى اسلامى با وجود اينكه اشتراك در دين، سبب همسانى و همشكلى فرهنگى و حقوقى شده و زمينه اعتقادى و فكرى را براى همگرايى فراهم آورده است؛ اما وجود اقوام مختلف را با زبانهاى متفاوت و شاخصههاى مذهبى متعدد كه فرهنگهاى گوناگون را به دنبال دارد، نبايد از نظر دور داشت. اختلافات ناشى از اين عدم انسجام اجتماعى، مانع از وفاق جمعى در سطح بينالملل اسلامى براى مشاركت اجتماعى و اقتصادى مىشود و آثار ذيل را به دنبال دارد: مصرفزدگى غربى، ضعف استقلال و ابتكار، عدم خودباورى و احساس ضعف در مقابل اقتصاد جهانى و وابستگى كاذب به درآمدهاى خدماتى در مقابل درآمدهاى توليدى. 2
علاوه بر اين روحيه ناسيوناليستى در برخى كشورهاى اسلامى، امكان استفاده از زمينه وسيع اشتراك فرهنگى را كاهش مىدهد. البته علاوه بر اين، مشكلات اقتصادى و جغرافيايى نيز براى تشكيل بازار مشترك اسلامى مطرح شده است.
با وجود همه اين مشكلات كه حج البته زمينه مناسبى براى رفع آنهاست، هرچند ممكن است ايجاد بازارهاى فيزيكى، عملاً با مشكلاتى مواجه باشد، اما با استفاده از ابزارهاى نرمافزارى مانند استفاده از «برند»، مىتوان با ايجاد بازار مشترك در بين كشورهاى مسلمان اقدام نمود، بدون اينكه حتى بازارى فيزيكى و مشتركى وجود