208دينى به عنوان نيروهاى اجتماعى تأكيد دارد 1 و معتقد است با علوم اجتماعى كنونى، نمىتوان فهمى از دين ارائه داد كه معنايى جديد توليد مىكند. بنابراين بايد از مرزهاى دانش كنونى عبور كرد. 2
انقلاب اسلامى با مطرح كردن انقلاب سياسى به عنوان ايدئولوژى رقيب، سبب شد مسلمانان بپذيرند كه اسلام براى اصلاح سياسى و اجتماعى برنامه دارد و به اين ترتيب افكار و ايدئولوژى جهان اسلام را تحت تأثير قرار داد 3 و به دنبال آن رهبرى و روش متفاوتى را براى مبارزه ارائه كرد. 4
انقلاب اسلامى ايران علاوه بر اينكه الگويى عملى براى مبارزه و جهاد در جهان اسلام بود 5، چون پيروزى انقلاب و استقرار نظام و حكومت اسلامى را نيز تجربه كرده بود، الگوى عملى مناسبى براى مراحل بعدى نهضت نيز محسوب مىشود.
الگو بودن و الهامبخشى جمهورى اسلامى ايران براى بيدارى اسلامى به دو عامل مهم و عمده باز مىگردد: 1. الگوى نظرى مردمسالارى دينى در قالب قانون اساسى و
ساخت سياسى جمهورى اسلامى ايران؛ 2. تداوم و تكامل اين نظريه و نظام سياسى با وجود مخالفتها و معارضتهاى همهجانبه. علاوه بر اين، دست يافتن به پيشرفتهاى فراوان و همهجانبه در طول دهههاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، از عوامل مؤثر در شكلدهى ذهنيت مثبت جهان اسلام نسبت به الگوى ايران اسلامى است. 6