207اين موضوع را مىتوان در نگاه ويژه انقلاب اسلامى و امام خمينى(رحمه الله) به دين دانست. انقلاب اسلامى ايران ديدگاه سابژكتيو به دين داشت، نه آبژكتيو. در رويكرد آبژكتيو، دين موضوع بررسى است و پژوهشگر، با استفاده از مبانى و رويكردهاى سكولار و درونپارادايم مدرن درباره دين، مانند ساير پديدههاى اجتماعى، نظريهپردازى مىكند. در اين رويكرد، انسان، جهان و خدا موضوعات قراردادى و برداشتهايى دنيوى هستند. البته اين به معناى اين نيست كه ميان پديدهها تفاوت گذاشته نمىشود و به ماهيت، فرايند و ساختار درونى آنها توجه نمىشود. اين رويكرد گاهى دين را به عنوان يك جنبش يا دولت دينى نگريسته؛ گاهى نگاهى تحليلى، تاريخى و جامعه شناختنى به دين داشتهاند يا اينكه مفاهيم دينى را بررسى كردهاند. در همه اين موارد، دين موضوع بررسى است. ولى مبانى و روش بررسى، سكولار و مدرن است و دين به عنوان واقعيت اجتماعى، مانند ساير پديدههاى اجتماعى بررسى مىشود، البته با اقتضائات و ويژگىهاى خود.
در رويكرد سابژكتيو، دين ديگر موضوع بررسى نيست، بلكه خود در جايگاه نظريهپردازى و تحليل و فاعل شناسايى قرار مىگيرد. در اين رويكرد مبانى هستىشناسى و معرفتشناسى تغيير مىكند و نظريهاى نوين توليد مىشود كه از مبنا با رويكرد سكولار و مدرن متمايز است. اين رويكرد بر آن است كه بعد از پذيرش برخى از مبانى هستىشناسانه، ارزششناسانه و معرفتشناسانه، عصر تجدد كه محور توليد علوم اجتماعى جديد بودهاند، با اكتشاف مبانى دينى معادل و تأسيس علوم اجتماعى
دينى، مىتوان به نظريهپردازى دينى درباره امور جهانى پرداخت. 1
به عبارت ديگر، اين رويكرد بر فهم اجتماعى جديد از دين و بهكارگيرى مفاهيم