198تشيع، نتوانستهاند شيوهاى انقلابى را در پيش بگيرند.
با اين وجود آثار انقلاب اسلامى بر اهل سنت را مىتوان در موارد زير مشاهده كرد: تقويت روحيه ضداستكبارى و ضد سلطه بيگانه، ايجاد احساس غرور، گسترش نهضتهاى آزادىبخش اسلامى، مشاركت بينالمللى، افزايش رفتار مذهبى و حساسيت دينى. 1
بيشتر انديشمندان غربى در سالهاى نهضت، تمايل داشتند بيدارى اسلامى را پديدهاى عمدتاً شيعى و ايرانى قلمداد كنند. هجوم اسرائيل به لبنان در 1982م. و انقلابى شدن شيعيان اين كشور و پيدايش گروههايى مانند حزبالله، بيش از پيش سبب تقويت اين گرايش شد. براساس اين مكتب فكرى، ويژگىهاى خاص مذهب شيعه، همراه با ساختار تشكيلات روحانى شيعه، شيعيان را براى پذيرش گرايشهاى تقابلجويانه اسلامى آمادهتر كرد. به هر حال اين ديدگاه با واقعيتهاى جهان عرب و جهان اسلام ارتباطى ندارد. براى نمونه در آغاز دهه 1980م، نيرومندترين جنبشهاى اسلامى در سوريه و مصر سنى بودند. اكنون در تركيه، گرايشهاى اصولگرا در ميان فرقههاى سنى، مانند نقشبنديه، بيشتر است. به هر حال از اواخر دهه 1980م. رشد قدرت جنبشهاى اسلامى در كشورهايى مانند الجزائر، تونس، مصر و اردن، بىاعتبارى اين نظريه را به اثبات رسانده است. 2
امام خمينى(رحمه الله) و نظام بينالملل
هرچند امام خمينى(رحمه الله) در كسوت مرجعيت و براساس تفكر نظام سياسى و عرفانى
شيعه در مسير مبارزه با نظام شاهنشاهى ايران قدم گذاشت، ولى هيچگاه نگرش و افق مبارزاتى او اسير نگرشهاى ملىگرايانه و فرقهاى نشد. بلكه كل جهان اسلام و احياى