106استعمارگران در آفريقا نيز حضورى گسترده و عميق داشتند؛ به طورى كه تجارت برده از تجارت طلا اهميت بيشترى يافت و انسان با ارزشترين صادرات آفريقا شد. 1
استعمارگران در ساير نقاط جهان اسلام، مانند جنوب شر ق آسيا (مالزى، اندونزى، مالايا و فيليپين) نيز حضور داشتند. 2
هرچند پايان دهه 1960 را مىتوان عصر مرگ استعمار ناميد، اما پس از اين، نفوذ اقتصادى و سياسى جهان توسعهيافته بر جهان عقبمانده باقى ماند؛ زيرا كشورهاى استقلاليافته، هرچند ظاهراً استقلال سياسى يافتند، ولى وابستگى اقتصادى آنها حفظ شد. از اينجا تاريخ «استعمار نو» آغاز مىشود 3كه از طريق غيرمستقيم و نيروهاى بومى مزدور خودفروخته انجام مىشد.
پس از اين مرحله، استعمار، مرحله جديدى را آغاز كرده كه «استعمار فرانو» نام گرفت. در اين مرحله از استعمار، استقلال فكرى- فرهنگى جوامع اسلامى هدف قرار داد. 4
جهان اسلام به رهبرى علما و نخبگان فرهنگى و سياسى خود در مقابل اين سطح از استعمار كه برخى از آن به جهانى شدن ياد مىكنند 5 نيز مقاومت و ايستادگى كرد. به اين ترتيب مىتوان گفت، جهانى شدن به دنبال تحميل فرهنگ و نظام ارزشى و معرفتى غربى و سكولار بر ساير فرهنگهاست و بيدارى امت اسلامى واكنش جهان اسلام در