48نيز دچار مشكل مىكردند. 1 همچنين قاطرها با الاغها مأنوس نيستند. لوازم سفر مانند چمدانها، كيسهها و خورجينها را بر قاطرها سوار مىكردند و انسانها خود بر روى اسب سوار مىشدند. 2 براى حمل اسباب سفر و آذوقه مانند آرد، برنج، روغن، خشكبار، مرغ، قهوه، قند و... از شتر استفاده مىكردند؛ زيرا با سرعت يكنواختى حركت مىكند. 3
دو نوع شتر يك كوهانه باركش و يك نوع شتر يك كوهانه سوارى وجود داشت كه بهخصوص براى راههاى طولانى صحرايى بهكار برده مىشد. مىگويند اين حيوان گوش بسيار تيزى دارد و مىتواند از روى صدا جهتيابى كند. راهش را بهآسانى حتى هنگام شب پيدا كند. مسافران در نواحى كم آب با شتر يك كوهانه مسافرت مىكردند، ولى در نواحى پر آب و مرطوب، از شتر كمتر براى رفتوآمد استفاده مىشد. البته در اواخر دوره قاجار كه تلگراف وارد ايران شده بود، اين حيوانات مشكلاتى ايجاد و تيرهاى تلگراف را تخريب كرده بودند. 4 معمولاً هر ساربان دستكم شش حيوان باركش و گاهى تا ده چهارپا در اختيار داشت. شترها را به رديف به يكديگر مىبستند و هر حيوان زنگولهاى بر گردن داشت (و صداى اين زنگولهها در ميان صحراهاى لميزرع و غيرمسكونى موسيقى دلنوازى به گوش مىرساند). سالخوردهترين شتر را در جلوى ديگر شتران قرار مىدادند. كاروان هنگام شب راه مىپيمود و