55نوشتم» پس حكم قتل همه صادر شد يهودى و سيد تاجالدين و رفقا در غرّه ذىحجه به قتل رسيدند. 1
خواند مير نيز بر همين طريق رفته و گويد:
و چون آن موافقت بهمخالفت مبدل گشته، خواجه سعدالدين تاجالدين آوجى و بعضى ديگر از نواب خود را بر آن داشت كه نسبت به خواجه رشيدالدين در مقام تقرير آمده و پانصد تومان كفايت قبول كردند. سلطان محمد خواجه سعدالدين و آن جماعت را در موقف يرغو حاضر ساخت. بعد از ثبوت جرايم بنياد حيات خواجه سعدالدين و مقرران را به تيغ سياست برانداخت. 2
صفدى متوفاى 764ه .ق نيز قتل سيد تاجالدين را در پس خشم سلطان به سعد الدين ساوجى مىداند: « قتل معه الوزير مبارك شاه، وصاحب الديوان المانشترى، وتاجالدين الآوى كبير الاشراف». 3
تلاش رشيدالدين براى نفى سيادت سيد تاجالدين
با همه تلاشى كه رشيدالدين براى قانع كردن اولجايتو نسبت به خطاى سيد تاجالدين و قتل او انجام داد، بازهم اولجايتو تحت تأثير نگاه سنتى مغولى كه نسبت به نژاد و