48بود، در مشورت با اولجايتو پيشنهاد كرد تا سيد تاجالدين و فرزندانش در اختيار معترضان قرار گرفته و با آنان روبهرو شوند و به سلطان اطمينان داد كه با اينكار هم شاكيان ساكت خواهند شد و هم به سيد تاجالدين آسيب نمىرسد.
او علاوه بر اين، سراغ چهرههاى با نفوذ سادات منطقه رفت تا آنها را به طمع دست يافتن بر نقابت عراق پيشقدم كند، او ابتدا به سراغ جلالالدين بن فقيه زيدى رفت. شخصى معروف به خونريزى و شرارت و از خاندانهاى سادات كوفه كه سابقه نقابت اين شهر را داشتند. ولى او مانند سيد ابوالفائز موسوى - كه او نيز از سادات شناخته شده بود و جد سادات آل طعمه و آل نصرالله دركربلاست 1- حاضر نشد تا خون سيد تاجالدين را در قبال نقابت عراق بريزد. فشارهاى رشيدالدين تا آنجا رسيد كه سيد جلالالدين بن فقيه شبانه به شهر حله و سيد ابوالفائز به كربلاى معلا گريخت. در اين ميان سيد جلالالدين ابراهيم بن مختار، فرزند نقيب سابق نجف، در دام وسوسههاى رشيد الدين افتاد و به قتل رساندن سيد تاجالدين و فرزندانش را پذيرفت، كه به اين ترتيب با نقشه رشيد الدين قتل سيد تاجالدين و فرزندانش به وسيله سادات انجام مىشد. 2