47و با نفوذ بود كه تغيير مذهب شاه مغول را به دنبال داشت و باعث شد كه اولجايتو هميشه جمعى از دانشمندان شيعه را در كنار خود داشته باشد و مدارس سيار علامه حلى شكل بگيرد كه دائم اردوگاه پادشاهى را از بغداد تا سلطانيه و ديگر نواحى همراهى مىكرد. دو مورد اول قبلاً بررسى شد و اكنون به دو علل باقيمانده (سوء استفاده از مقام نقابت و همكارى با سعدالدين ساوجى) مىپردازيم.
رشيدالدين آزرده از عامل اول، به خوبى از رقابت ميان سادات و نارضايتى از عملكرد فرزندان تاجالدين و خشم سلطان بر سعدالدين ساوجى - كه حامى سيد تاجالدين بود - بهره برد.
ايلخان مغول براى سادات و منسوبان به پيامبراكرم(ص) احترام فراوانى قائل بود، چنانكه در سيره برادرش غازان ذكر شد و در سخنان خود اولجايتو خواهد آمد، به همين دليل رشيد الدين مىدانست كه تنها به وسيله شخصى از همين خاندان مىتواند به سيدتاجالدين آسيب بزند، بنابراين ابتدا به تحريك سادات عراق پرداخت و آنان را به شكايت ازعملكرد سيد تاجالدين و فرزندانش تشويق كرد. به گزارش ابن عنبه، اين شكايت ها به حدى بود كه اولجايتو را به چاره انديشى فراخواند. خواجه رشيد الدين كه از قبل منتظر اين فرصت