44بود و اين طبيبان يهودى اگر در دربار نفوذى مىيافتند، مىكوشيدند تا فرمانروا را از صدور فرمانهايى كه به ضرر همنژادان و همكيشانشان تمام مىشد، بازدارند. سعد الدوله همواره با يهوديان احساس پيوستگى مىكرد، و چون به مقام و منصب رسيد، درباره خويشاوندان و همنژادانش به طرز بسيار زنندهاى تبعيض قائل مىشد و در دوران حكومتش در بغداد (سال 687ه. ق) عده بسيارى از يهوديان تفليس به بغداد آمدند و با تكيه بر موقعيت خويش چنان مردم بين النهرين را آزردند، كه در مدت كوتاهى شورش برپا شد و مردم دكانهاى يهوديان را چپاول كردند، بهطورى كه ارغون خود ناگزير شد، كه دست يهوديان را تا حدى كوتاه كند. . كار اين وزير يهودى به آنجا رسيد، كه رسماً دخالت مسلمانان را در مناصب عالى ممنوع كرد. اين رفتار او آن چنان خشم مردم را برانگيخت، كه اطرافيان او را واداشتند، كه سعد الدوله وزير را در سوم ربيع الاول 690ه .ق بكشند. اين حوادث منجر به تعقيب سرسختانه يهوديان و زجر و آزار آنان براى مدتها شد.
يكى از رقيبان و دشمنان اصلى سيد تاجالدين كه به گواهى بيشتر منابع در توطئه براى قتل وى دست داشت، رشيدالدين فضل الله مورخ شهير بود كه اصل و نسب يهودى داشت. او در