33- كه در روز جمعه در محفلى رسمى، پس از اداى نمازجمعه برگزار مىشد - عالم حنفى، پسر «صدرجهان» بخارا، فتواى امام شافعى را درباره جواز ازدواج پدر با دخترش را كه از فحشا و زنا نطفهاش منعقد شده بيان كرد، و نظام الملكِ شافعىمذهب، براى جبران اين اهانت، فتواى ابوحنيفه را يادآور شد كه «اگر مردى پس از عقد نكاح، با مادر يا خواهر خود زنا كند، حد زنا بر وى جارى نمىشود»؛ بنابراين در مقابل سلطان:
چون جز خاموشى و سكوت نداشتند، از آن تعصب سرد پادشاه و امرا و وزرا و حاضران حضرت، چون حقيقت صدق ماجرا معلوم كردند، تشويرزده از روى انفعال در يكديگر نگاه مىكردند. پادشاه برخاست و خشمگين به وثاق خود آمد و قتلغشاه نويان به ديگر نوينان مىگويد: اين چه كارى كه ما كرديم و ياساق و ييسون چنگز خان بگذاشتيم و به دين كهنه عرب در آمديم كه به هفتاد و اند قسم موسوم است. و اختيار همه اين دو مذهب بدين فضيحت و رسوايى، كه در يكى با دختر نكاح، و در ديگر با مادر و خواهر زنا جايز است و نعوذبالله از هردو! ما با ياساق و ييسون چنگزخان رجوع مىنماييم. و چون اين شناعت و قبح فضيحت به سمع امرا و خوانين و اكابر اردوها برسيد، از آن تنفر و تبرّم نمودند و هركه