89همانند شيوه [جدش] ابوالحسن على(ع) كه پيش از او در جنگها بود و شاخه از درخت مىرويد.
گويا او را مىنگرم كه همچون شير ژيان، از لانه و بچههايش حمايت مىكند و فريادهاى متوالى بازدارنده، هرگز او را جلودار نبود.
گويا وى را مىبينم كه نيزههاى بسيار، همه او را هدف قرار داده و چون ريسمانهاى درازى به سويش كشيده شده و در پيكرش فرو مىرود و بيرون مىآيد.
گويا او را مىنگرم كه از اسب خود در افتاد و پيشانى مجروح و شكستهاش، به خاك آلوده شده بود.
پس چه نيكو بدنى كه به زمين درافتاد و چه محبوب جانى كه به سوى خدا بالا رفت.
آيا يحيى را از بين برديد كه هرگز از جنگ روگردان نبود و هيچگاه گردن اسبش به پشت كردن به دشمن كج نشد.
به خوبى راه آرزوهاى بد شما درباره او هموار گشت و اين براى گمراهى شما، وسيلهاى آمادهتر و نزديكتر بود.
شما در سركشى و گمراهى خود فرو رويد و آنان كه از شما مغرور شدهاند، در غى و ضلال خود آزادانه فرو روند.
اى بنى عباس! زشتىهاى خشم خود را بپوشانيد و سر صندوقها[ي كينه و حقد خود] را ببنديد و بند كيسههاى دشمنى را بكشيد!
و جلوى اين فرمانروايان بد كردار خويش را براى