64طرف و يمنىها (عرب قحطانى) در طرف ديگر قرار گرفتند.
مختار ثقفى جنگ با يمنىها را برگزيد و درگيرى با ربيعه و مُضَر را به ابراهيم واگذار كرد؛ زيرا گمان مىكرد ابراهيم با يمنىها، به سبب خويشاوندى، بهصورت جدى نخواهد جنگيد. واقعيت اين است كه مختار فراموش كرده بود شخصيتى مانند ابراهيم از روى عصبيت نمىجنگد؛ بلكه، براساس مبانى فكرىاش پيكار مىكند. بنابراين براى او نبرد با عرب شمالى يا يمنيان كه با وى قرابت داشتند، فرقى نمىكرد.
از برخى منابع برمىآيد كه ابراهيم در نبرد با اشراف ربيعه و مضر در كوفه، براى آنها خيرخواهى كرد؛ زيرا از پيش مىدانست آنها توان مقابله با وى را ندارند؛ ازاينرو چند بار از آنان خواست تا جنگ را رها كنند. اما آنان به سخن ابراهيم توجه نكردند. در پى شكست يمنىها از مختار، ربيعه و مضر نيز كه در مقابل ابراهيم قرار داشتند، سست گرديدند و فرار كردند. جنگ ابراهيم و مختار با اشراف نزد مورخان به «وقعةالسبيع» شهرت دارد.
براساس گزارشى ديگر مختار به ابراهيم گفت: «نيروهاى اصلى دشمن در دو منطقه مستقر شدهاند؛ طايفه مضرىها در ميدان كناسه و يمنىها در سبيع. هر كدام را كه مىخواهى انتخاب كن. ابراهيم گفت: «هر چه شما بگوييد». مختار گفت: «من به جنگ يمنىها در ميدان سبيع مىروم و تو نيز به سوى