44از محمد مهدى به ابراهيم بن مالك اشتر، درود بر تو؛ و من حمد خدايى مىكنم كه خدايى جز او نيست. اما بعد، من وزير و امين و منتخب خويش را كه براى خويشتن پسنديدهام، سوى شما فرستادهام و به او گفتهام كه با دشمن من نبرد كند و بهخونخواهى خاندان من قيام كند، خودت و عشيرهات و مطيعانت با وى به پاخيزيد كه اگر مرا يارى كنى و دعوت مرا بپذيرى و به وزير من كمك كنى نبرد من مايه برترى تو شود و سالارى سواران و همه سپاهيان عازم نبرد و هر شهر و هر منبر و مرزى كه بر آن تسلط يابى از كوفه تا اقصاى شام از آن تو خواهد بود و با پيمان مؤكد به قسم، انجام دادن اين به عهده من است، اگر چنين كنى به وسيله آن به نزد خداى حرمت بالا يابى و اگر دريغ كنى، به هلاكت سخت در افتى كه هرگز از آن رها نشوى. 1
ابراهيم به جهت آمدن نام مهدى بعد از نام محمد حنفيه، در صحت نامه ترديد كرد. اما مختار و بزرگانى كه همراهش آمده بودند، به صحت مفاد نامه شهادت دادند. بنا به گزارشى، ابراهيم پس از قرائت نامه، گفت: «پيش از اين، محمد حنفيه كه به من نامه مىنوشت، چيزى بر اسمش اضافه نمىكرد!» (يعنى ادعاى مهدويت نداشت)، مختار كه ديد ابراهيم مردد شده است،