91بنابر نظر اول، تنها انداختن سنگ به داخل حوضچههاى پيرامون ستونها كافى است و حتى رمى به ستونها لازم نيست.
بنابر قول دوم و سوم، رمى ستونها در هر طبقه و با هر عرض و ارتفاعى، كافى و مجزى است؛ چراكه ستونها - بنابر قول دوم - نماد است و اگر در همان محلى كه حضرت ابراهيم(ع) رمى كرده، رمى شود، كافى است. بنا به قول سوم نيز ديوارها در همه طبقات، جمره هستند.
قائلين قول چهارم در مورد رمى جمرات فعلى دو دستهاند:
يك - عدهاى كه رمى قسمتهاى زياد شده در طول يا عرض ستونهاى سابق را ناكافى و غير مجزى مىدانند.
دو - عدهاى كه رمى قسمتهاى افزوده شده بر ارتفاع ستونها رامجزى مىدانند و اين زيادى در ارتفاع را مانع صدق عرفى جمره به مجموع قسمت قديم و جديد نمىبينند.
شايد بتوان گفت معناى سوم جمره (مجموع بنا و سنگريزههاى پيرامون آن)، معنايى است كه لغت بر آن مساعدت مىكند و شواهد تاريخى گواه آن است، و آنچه در ادله اخذ شده است، همين عنوان بدون لحاظ و تقيد هيچ جزئيات ديگرى است كه البته مصداق آن در هرزمان بايد با معناى لغوى نيز سازگار باشد و عرفاً جمره به آن صدق كند.
آنچه از سيره نبى مكرم اسلام و ائمه هدى(عليهم السلام) استفاده مىشود همين معناست كه قابل تطبيق با مصداقهاى مختلفى - كه در طول تاريخ براى جمره ايجاد شد - مىباشد. طى اين مدت هيچكدام از حضرات معصومين(عليهم السلام) ارشاد يا اعتراضى نسبت به شكل ظاهرى جمرات نكردهاند و شكل واقعى و مطلوب آن را به گونهاى ديگر ترسيم ننمودهاند؛ با اينكه متيقن است كه طى اين سالها تغييراتى در اين مصاديق ايجادشده است.
سكوت آن بزرگواران درتحديد جمرات، با وجود پيش بينى توسعه مشاعر مقدسه،