72مىترسد و بدهكار و مريضى كه نمىتواند در روز رمى كند، به سمت جمرات حمل مىشود پس اگر توانست، خودش رمى مىكند و اگر نتوانست
درحالىكه همانجا حاضر است، تو به جايش رمى كن».
اگر جمرات زمين بود، ديگر اين فرض مطرح نمىشد كه مريض نتواند رمى كند؛ زيرا سختى رمى به خاطر ستون بودن آن است. بنابراين روايت شاهدى براين قول است. 1
نقد: مريض، منحصر در مريضى كه بيمارىاش مانع دقت رمى بشود نيست. بلكه ممكن است مريضى به دليل ضعف عمومى و نداشتن قدرت از جا برخاستن باشد، و مريض به دليل ضعف عمومى نتواند از جا بلند شود؛ چه جمره ستون باشد و چه زمين. پس اين استفاده صحيح به نظر نمىرسد.
در كل مىتوان گفت تنها اشكالى كه به اين قول وارد مىشود، شواهدى است كه با بنا بودن صرف جمرات ناسازگار است و آن را در ادله قول چهارم بيان مىكنيم.
ادله قول چهارم
اين قول را مىتوان يكى از احتمالات مورد توجه شهيدين(رحمهماالله) 2 درباره ماهيت جمرات دانست. قوت اين قول از آن روست كه بسيارى از شواهد مربوط به هركدام از دوقول قبلى كه با قول ديگر ناسازگار است، با اين نظر قابل پذيرش است و همه معانى جمره قابل صدق بر آن مىباشد و قراين تاريخى، مانند ضرورت وجود يك علامت براى هركدام از جمرهها و گزارشهاى مربوط به آن، ما را به اين مسئله رهنمون مىشود.
شواهدى كه ضمن ادله قول سوم ذكر شد، به علاوه قراين ديگرى كه مىآيد، اين قول را به واقع نزديكتر مىنماياند. از جمله اين قراين: