58كه در كنار كوه بودهاند و از روى كوه مىشد بر آنها اشراف داشت، گفته شده و مثال آن تعبير قرآنى (وَ لاٰ تَقُمْ عَلىٰ قَبْرِهِ ) 1است كه طبيعتاً پيامبر اكرم(ص) را از ايستادن روى قبر نهى نفرموده، بلكه ايستادن بر فراز و اشراف داشتن بر آن مد نظر بوده است. 2
در تعبيرهاى «فى الجمره» يا «فى المرمى»، اولاً نظر دانشمندان متأخر نمىتواند تفسيرگر معناى لغوى كلام پيشينيان باشد و استظهار از عبارتشان هيچ مطلبى را بعد از يقين به تحولات پيش آمده در جمرات ثابت نمىكند. اگر جمره را «كومة حصى» معنا كنيم كه ظاهراً با قراين تاريخى نيز سازگار است، «فى الجمره» يا «فى المرمى»، يعنى درميان سنگريزههاى جمع شده، كه با معناى لغوى نيز سازگار است، و اين ثابت كننده معناى زمين بودن جمره نيست.
3. استفاده از اشارات موجود در برخى روايات:
الف) تعبير «وقعت على الجمار»؛ «روى سنگريزهها افتاد»، نشان مىدهد كه جمره همان قطعه زمينى است كه سنگها روى آن مىافتد. اين تعبير در حديث معتبرى از معاويةابنعمّار 3 از امام صادق(ع) آمده است.
ب) تعبير «و لا ترم على الجمرة» در حديث بزنطى (احمد بن محمّد بن ابىنصر) 4 چنين است
اين روايت نشان مىدهد كه «جمرة» همان سنگريزههاست؛ زيرا بعضى روى يك طرف آن مىايستادند و طرف ديگر را رمى مىكردند و جمعى از علماى عامّه آن را كافى دانستهاند، ولى شيعه حرام يا مكروه مىدانند. امام(ع) از اين كار نهى مىكند و بديهى است كه هيچ عاقلى به هنگام رمى جمره روى ستون نمىايستد. 5