57ه) استفاده ازتعابيرى چون «ولاتقم على الجمرة» ، «و لا تقف على الجمرة» ؛ «بر روى جمره نايست»، «و لا يشترط كون الرامي خارج الجمرة، فلو وقف في الطرف و رمى الى الطرف الآخر جاز»؛ «شرط نيست كه رمى كننده خارج جمره باشد، پس اگر در گوشهاى بايستد و گوشه ديگر را رمى كند، جايز است»، در عبارت فقهايى چون مرحوم يحيى بن سعيد حلّى در «الجامع للشرائع»، محيى الدين نووى، از فقهاى عامّه، در «روضة الطالبين» و عبدالكريم رافعى در «فتح العزيز». 1
و) تعبيرهاى «فى المرمى» و «فى الجمرة» در عبارات فقيهانى چون علامه حلّى در «تذكره»، شيخ صدوق نيز در «من لا يحضره الفقيه»، محقّق سبزوارى در «ذخيره»، عبدالكريم رافعى از فقهاى اهل سنّت (متوفّاى 623 ه .ق)، عبداللّه بن قدامة در «المغنى»، محيىالدين نووى در «المجموع»، بهوتى (متوفاى 1051 ه .ق) در «كشّاف القناع»، الجزيرى در «الفقه على المذاهب الأربعة» و نويسندگان «الموسوعة الفقهية». 2
ايشان در تقريب استدلال مىفرمايد:
كسانى كه [تعبيرشان (فى الجمرة يا على الجمرة) نشاندهنده قطعه زمين بودن جمره است] تعبير به «ارض» (زمين) ندارند، ولى تعبير به «فى الجمرة» يا «على الجمرة» كردهاند كه نشان مىدهد جمره همان قطعه زمينى است كه اگر سنگها را «در آن» يا «بر آن» بيندازند كافى است. روشن است كه اگر واجب باشد سنگها را به ستونها بزنند تعبير به «فى» و «على» مناسب نيست. 3
نقد: تعبير «على الجمره»، به معناى ايستادن روى آن نيست؛ چه اين كار با توجه به ازدحام جمعيت در ايام تشريق ميسور و معقول نيست. بلكه اين تعبير به معناى ايستادن بر فراز و اشراف بر آن است كه با توجه به موقعيت جمرات، به خصوص جمره عقبه،