241ادله وجوب كفاره از اطلاق يا عمومى كه شامل اين افراد نيز بشود، برخوردار نيستند، نسبت به اصل تكليف وجوب بيتوته براى آنان شك مىكنيم و در اين شك، قاعده برائت شرعى را مىتوان جارى ساخت كه مستفاد از ادلهاى چون حديث رفع است.
3. استفاده از عناوين جهل و نسيان و اضطرار در حديث رفع
فقيهانى كه مفاد حديث رفع 1 را، رفع حكم و تمام آثارآن دانستهاند، در مورد جاهل و ناسى و مضطر، در اين مسئله، علاوه بر نفى وجوب بيتوته، لوازم مترتب بر وجوب، از جمله وجوب فديه يا كفاره بر فرض ترك آن، را نيز منتفى دانستهاند. 2 بايد توجه داشت كه دايره شمول اين دليل عام است و شامل تمام معذورين اعم از جاهل و ناسى و مضطر و... مىشود.
4. قاعده لا حرج
براساس مفاد اين قاعده، هرگونه حكم وضعى يا تكليفى كه مستلزم حرج و ضرر باشد، به غير از احكامى كه ذاتاً مستلزم حرج هستند، از دين نفى شدهاند و ادله اين قاعده بر احكام اوليه حكومت دارند. 3 از آنجا كه بيتوته در منا بر افرادى چون مريض و پرستار، و كسى كه به خاطر مشكلى نمىتواند در منا بماند، سختى و مشقت شديد دارد، وجوب بيتوته از آنها رفع شده است. نفى وجوب بيتوته به دليل حرج در كلمات بسيارى به صراحت آمده است. 4 با رفع اين وجوب، دليلى براى كفاره يا فديه براى تدارك و جبران ترك واجب نيست. كلام مرحوم صاحب مدارك بر استدلال به اين