239
ه) حمل روايات نافى كفاره، بر كسى كه به خاطر عذرى بيتوته را ترك كرده است
از جمله اين روايات، روايت صحيح عيص بن القاسم است:
«قال: سألت أبا عبدالله(ع) عن رجل فاتته ليلة من ليالي منى قال: «ليس عليه شيء و قد أساء». 1
تصحيح سند اين روايت، پيش از اين بيان شد. در اين روايت به صورت عموم (نكره در سياق نفى) هرگونه تكليفى بر كسى كه بيتوته در منا از وى فوت شده، نفى شده است كه اين عموم، ظهور در شمول نسبت به كفاره دارد.
برخى از فقها يكى از راهها براى نفى تعارض بدويى ميان اين دسته از روايات و روايتهاى مثبت كفاره را، حمل روايات نافى كفاره، بر ترك بيتوته به دليل عذر داشتن، دانستهاند كه شامل همه موارد عذر مىشود. شايد بتوان از تعبير «فاتته» كه به جاى تعبير «ترك» بهكار رفته، دانست كه اين شخص قصد ترك عمدى يا «لا لعذرٍ» بيتوته را نداشته، بلكه ناخواسته، نتوانسته به بيتوته بپردازد.
البته اين روايت قابليت حمل بر كسى كه به خاطر اشتغال به عبادت در مكه بوده را هم دارد، ولى دليل بر اين حمل و ترجيح آن نيست.
از جمله علمايى كه اين روايات را بر ترك لعذر قابل حمل دانستهاند، مرحوم مجلسى و مرحوم شاهرودى هستند. صاحب مدارك و صاحب رياض نيز حمل اين
روايت بر ترك از روى جهالت به حكم را محتمل دانستهاند. 2
و) ظهور روايات باب، در ملازمه ميان وجوب و كفاره
مرحوم عاملى براساس استظهار كفاره بودن گوسفندى كه براى ترك بيتوته امر به ذبح آن شده، با نفى وجوب بيتوته براى معذورين، كفاره را هم منتفى دانسته است. 3