178مناست؛ هنگامىكه به خاطر سختى يا ناممكن بودن، قيد «در منا بودن» منتفى شود، اصل وجوب حلق يا تقصير به قوت خود باقى مىماند.
ادلهاى كه اصل تكليف حلق يا تقصير را بدون لحاظ «در منا بودن» آن ثابت مىكند، شاهدى است بر عدم اطلاق اين قيد و تعدد مطلوب نزد شارع. منتها بنابه احتياط - به تقريرى كه در بخش قبل درباره رعايت اقربيت در ذبح گذشت - بايد در حلق و تقصير محل نزديك و نزديكتر به منا رعايت شود و وجوب ارسال موى شخص غير متمكن و متعسر از حلق، به منا نيز با توجه به ادله ثابت مىشود.
در اين فصل به بيان دو استدلال بر حكم وجوب حلق و تقصير در خارج منا پرداخته مىشود. ابتدا برخى از ادله وجوب اصل حلق يا تقصير بيان شده و سپس برخى از رواياتى كه مىتواند شاهدى بر بقاى اصل تكليف در عين سقوط قيد «در منا بودن» باشد، بيان و در پايان ادله قيد ارسال شعر براى غير متمكن از حلق و تقصير در منا، بررسى مىشود.
گفتار اول: ادله وجوب اصل حلق و تقصير در حج
1. قرآن كريم
(وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كٰانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ ) 1
و سرهاى خود را نتراشيد، تا قربانى به محلش برسد [و در قربانگاه ذبح شود]. و اگر كسى از شما بيمار بود، و يا ناراحتى در سر داشت، [و ناچار بود سر خود را بتراشد]، بايد فديه و كفّارهاى از قبيل روزه يا صدقه يا گوسفندى بدهد.
اين آيه به روشنى در مقام بيان نسك حج تمتع است و يكى از آنها را حلق رأس