139مىكند؛ زيرا روشن است كه جار و مجرور «بمكه» متعلق به عامل نزديك «يذبح» است نه عامل بعيد «يدفع» يا اسم موصول «من». 1
اشكال: مورد روايت ذبح بعد از ايام تشريق به نحو استنابه در مكه است و اين بر كفايت ذبح و قربانى، در ايام تشريق يا خارج از آن، براى خود متمتع، دلالت ندارد.
اما مىتوان گفت كه روايت به روشنى عدم اطلاق تقيد به منا را مىرساند و با توجه به ادله مطلق قربانى همين براى اثبات مدعا كافى است.
- صحيحه معاويه بن عمار:
وَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ
مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِالله فِي رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَذْبَحَ بِمِني حَتَّى زَارَ الْبَيْتَ فَاشْتَرَى بِمَكَّةَ ثُمَّ ذَبَحَ قَالَ: «لَا بَأْسَ قَدْ أَجْزَأَ عَنْهُ. وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ مِثْلَهُ». 2
از امام صادق(ع) درباره مردى پرسيدم كه فراموش كرد تا در منا قربانىاش را انجام دهد تا اينكه به مكه به زيارت كعبه رفت و در مكه قربانىاى خريد و ذبح كرد. امام فرمود: «اشكالى ندارد و از او كفايت مىكند».
تقرير استفاده از روايت:
توثيق رجال اين سند، پيش از اين نقل شده است. اين روايت در مورد كسى است كه در منا فراموش كرد قربانى كند تا اينكه پس از بازگشت به مكه و انجام طواف حج، در مكه به خاطر آورد كه قربانى نكرده و در آنجا قربانى كرد و امام قربانى در مكهاش را مجزى از قربانى در منا دانستند. اين روايت ضمن تأييد مذبح عام بودن مكه، شرط مطلق بودن منا براى ذبح را ساقط مىكند و واضح است كه عرف مىتواند حكم ناسى را براى عذر منع از ذبح در منا نيز تسرى دهد. 3