122اشكالى كه بر اين استدلال وارد شده، عدم اتحاد سياق است؛ چراكه يقين داريم كه غير ابل نيز از موارد هدى است و جمله اول نفى جنس نيست، بلكه نفى كمال است. بنابراين جمله دوم هم به قرينه سياق، بايد نفى كمال باشد. پس اين روايت بر مطلوبيت قوىتر ذبح در منا و نه بر وجوب آن دلالت دارد. 1
از اين اشكال بهخاطر وجود موارد مشابه، جواب داده شده است؛ از جمله در آخرين آيه سوره مزمل به خواندن قرآن، اقامه نماز، دادن زكات و دادن قرضالحسنه امر شده است، در حالى كه از اين ميان، فقط اقامه نماز و دادن زكات واجب است و دو مورد ديگر مستحب است: (فَاقْرَؤُا مٰا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّكٰاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً) (مزمّل: 20). 2
اما اين جواب را مىتوان با اين بيان رد كرد كه قاعده كلى، قرينه بودن وحدت سياق است، مگر اينكه به خاطر قرينهاى، برخلاف آن حكم كنيم و اين موارد استثنايى نمىتواند، وحدت سياق را از قرينه بودن بيندازد. پس در نهايت دلالت اين روايت بر
وجوب در منا بودن قربانى محل خدشه است. 3
بر فرض دلالت اين روايت بر حكم وضعى، از آنجا كه در روايت از صيغه نفى استفاده شده، دلالتى بر حرمت تكليفى ذبح در غير منا ندارد.
چهار- روايت مسمع
مُوسَى بْنُ الْقَاسِمِ عَنِ الْحَسَنِ اللُّؤْلُؤِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِالله(ع) قَالَ: «مِنى كُلُّهُ مَنْحَرٌ وَ أَفْضَلُ الْمَنْحَرِ كُلِّهِ الْمَسْجِدُ». 4
همه منا قربانگاه است و بهترين مكان قربانگاه مسجد (قربانى) است.