132نيستم، بلكه اسم من عُلَىّ است.
مقرى گويد: «بنىاميه هر بچهاى را كه اسمش على بود، مىكشتند. اين خبر به رباح رسيد، گفت: اسم پسرمن نيز على است، ولى هر كس او را على صدا كند، وى از او ناراحت مىشود»!
مگر در تاريخ نخوانديد: على بن نصر جهضمى، به دليل خواندن يك حديث در فضايل اهلبيت(عليهم السلام)، به دستور متوكل، به هزار تازيانه محكوم شد؟
وقال:
أبو علي بن الصواف عن عبدالله ابن أحمد لما حدث نصر بن علي بهذا الحديث، يعني حديث علي بن أبي طالب: أن رسولالله(ص) أخذ بيد حسن وحسين فقال: من أحبني وأحب هذين و اباهما و أمهما كان في درجتي يوم القيامة.
أمر المتوكل بض-ربه ألف سوط. فكلمه فيه جعفر بن عبد الواحد، و جعل يقول له: هذا من فعل أهل السنة فلم يزل به حتى تركه. 1
ابنحجر از أبوعلى بنصواف از عبدالله ابن أحمد نقل مىكند وقتى نصر بن على، اين حديث على بن أبىطالب(ع) را از رسولالله(ص) نقل كرد كه رسولالله(ص) دست حسن و حسين(عليهما السلام) را گرفت و گفت: «هر كس مرا و اين دو پسر و پدر و مادر اين دو پسر را دوست داشته باشد، در روز قيامت با من در يك درجه خواهد بود». متوكل خليفه عباسى دستور داد نصر بن على را هزار تازيانه بزنند! در اين هنگام جعفر بن عبدالواحد به متوكل گفت: نصر بن على شيعه نيست [كه او را مىكشى] بلكه وى از اهلسنت است. او را مكش به اشتباه يك حديث فضيلت خوانده است و متوكل دستور داد بقيه تازيانهها را نزنند.
آقاى فاضل! با اين همه مدارك موجود از برجستهترين علماى اهلسنت، باز ادعا مىكنيد علماى ما ننوشتهاند كه فلانى به خانه فاطمه زهرا(س) آتش زد؟! علماى سلف هر چه به اعتقادشان نزديك بود، نگاشتهاند و حقيقت را كتمان كردهاند!
با توجه به آنچه گفته شد به اين نتيجه مىرسيم كه هجوم به خانه حضرت زهرا(س)