144«مايكل من» پس از اينكه با نگاه جامعهشناختى تاريخى به سامانه بينالملل، قدرت را به چهار نوع گسترده، فشرده، اقتدارگرايانه و پراكنده تقسيم مىكند، معتقد است مىتوان دين را گونهاى از قدرت به شمار آورد كه هم پراكنده است و هم گسترده كه به نوعى نمونه سازمانى قدرت اقتدارگرانه و فشرده نيز هست. او با نگاه جامعهشناسانه تاريخى، دين را با تاريخ قدرت همنوا مىداند و آن را نوعى ايدئولوژى فرض مىكند كه در مرزهاى اجتماعى جاى گرفته است و درون جامعههاى چندگانه رخنه مىكند. 1
با تغيير در عرصه مؤلفهها و نمادهاى قدرت است كه مسلمانان مىتوانند با اتكا بر شاخصهاى جديد قدرت، بر انديشه، گفتمان و هنجارهاى خود اعتماد كنند و با تكيه بر هويت دينى، قدرت خود را در عرصه بينالملل تقويت نمايند. بر اين اساس حج كه مظهر حضور ملتهاست، به يك كنشگر جديد و فعال جهان اسلام مبدل مىشود كه با تكيه بر هويت دينى، مىتواند در مقابل دولتهاى خودفروخته، مستبد و وابسته به استعمارگران، فضاى جديدى را براى قدرتنمايى مسلمانان باز كند.
مسلمانان براى تحقق اهداف و برنامههاى خود در بيدارى اسلامى، به چنين قدرتى نياز مبرم دارند. اين نوع قدرت، روحيه و توان ايستادگى مبارزان و بيدارگران اسلامى را ارتقا مىدهد و جنبشها و نهضتهاى اسلامى را براى دستيابى به اهداف و برنامههايشان خوشبين و اميدوار مىكند. البته در ادامه اين قدرت بازآفرينى مىشود؛ يعنى تداوم و تحقق روند بيدارى اسلامى، بر قدرت مسلمانان و جهان اسلام مىافزايد. به اين ترتيب قدرت نرم، زمينه تحقق قدرت سخت را نيز فراهم مىكند.
2. ارتقاى امنيت
امروزه امنيت، يكى از مهمترين مسائل بنيادين در روابط بينالملل است. البته هماكنون امنيت در ابعاد و شاخصهاى مادى و نظامى و صرف رويكرد دولتها تعريف