52از ستم شاهان ساسانى، به ستوه آمده بودند و قيامهايى چون مانى و مزدك نيز كه در حكومت آنان صورت گرفت، نتوانسته بود مرهمى بر زخمهاى كهنه ايرانيان باشد. در مقابل، محتواى عميق و جاذبه نيرومند اسلام، به زودى، آيينهاى منطقهاى را برچيد و تودههاى مردم را طرفدار خود ساخت؛ چون قرآن كريم، ملاك برترى انسانها را تقوا مىدانست: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ ) 1و به تساوى حقوق انسانها دعوت مىكرد.
برخوردهاى يكسان پيامبر اكرم(ص) با گروندگان به اسلام و شخصيت دادن به كسانى از غير عرب همانند سلمان فارسى، عمار، بلال، صهيب رومى و ديگران، اصلى ثابت و تشويقكننده براى جذب اسلام بود. 2 اين در حالى بود كه ايرانيان قرنها نظام طبقات ظالمانه اجتماعى را تحمل كرده و از حقوق مسلّم انسانى خود، محروم بودند.
در عصر ساسانيان، تحصيل، مالكيت و دستيابى به مقامهاى دولتى فقط در اختيار و انحصار شاهزادگان، اشراف، موبدان (روحانيون زرتشتى) و ردههاى بالاى نظامى قرار داشت 3 و بيشتر مردم، با دادن انواع ماليات، تأمينكننده نيازهاى آنان بودند. علاوه براين، هنگامى كه اسلام ظهور كرد و مسلمانان به سراغ ايرانيان آمدند، حكومت ساسانى در حال فروپاشى و از نظر اوضاع سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى، در بدترين وضعيت قرار داشت و آخرين رمقهاى خود را مىكشيد. 4