218مجبور مىكنند كه اين كارها را با آنان بكنم! ببين چه كسى از آنان، زندانى است؟» كسانى از آنان را كه در بغداد و رقّه زندانى بودند، شمارش كرديم. تعدادشان پنجاه مرد بود. هارون گفت: «به هركدام از آن مردها، هزار درهم بده و سه لباس و تمام كسانى را كه زندانىاند، آزاد كن». ياسر مىگويد: «اين كار را انجام دادم. من نزد خداوند، هيچ كار نيكى ندارم كه به اندازه آن كار، بزرگ باشد».
ابن عايشه مىگويد: «حديث ياسر، آنچه را عبدالله بن حازم براى من روايت كرده است، تأييد مىكند».
خواننده گرامى ميزان اختلاف موجود بين روايتهاى سهگانه را ملاحظه مىكند: براساس روايت اول، هارون الرشيد براى شكار بيرون رفت و به سبب آنچه براى آهوها اتفاق افتاد، هارون با قبر مبارك امام على(ع) آشنا شد. اما براساس روايت دوم، او به منظور زيارت قبر اميرمؤمنان(ع) از كوفه خارج شد؛ درحالىكه از مكان قبر و جايگاه آن حضرت باخبر بود و كسى او را به آن مكان راهنمايى نكرده بود. گويا آگاهى هارون الرشيد از مكان قبر امام على(ع)، به منطق نزديكتر است؛ چراكه قبر شخصى مانند آن حضرت(ع)، نزد علوىها و عباسىها مخفى نمىماند.
براساس سلسله حوادثى كه در روايت سوم آمده است، هارون الرشيد با هدف شكار و زيارت قبر اميرمؤمنان(ع) از كوفه بيرون رفت؛ درحالىكه از مكان قبر مطهر ايشان و نيز جايگاه آن حضرت باخبر بود. اما بعد از گذشت يك سال از اين زيارت، ياسر را از راز قبرى كه زيارت كرده بودند، باخبر كرد.
در روايتهاى سهگانه مذكور، مطلب مستقيم يا غيرمستقيمى كه برساند هارونالرشيد بنايى روى قبر مبارك امام على(ع) ساخته است، وجود ندارد.