163آنان گفتند: «او را تنبيه كن». سفاح گفت: «كسى كه سختگير باشد، مردم را از خود بيزار و متنفر مىسازد و كسى كه سختگير نباشد، مردم با او مأنوس خواهند شد. عفو به تقوا نزديكتر است و تغافل و گذشت، رفتار انسانهاى بزرگمنش است».
بعيد نيست كه چهره سرشناس بنىهاشم در اين مجلس، امام جعفر بن محمد الصادق(ع) بوده باشد. بهويژه آنكه برخى از روايتهاى دانشمندان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) زيارت امام صادق(ع) را به همراه عبدالله بن حسن تصديق كردهاند كه در بخشهاى بعدى اين تحقيق، به آن خواهيم پرداخت.
عبدالحليم جندى، در كتاب خود مىنويسد: «سفاح از عبدالله بن حسن درباره دو فرزندش، محمد و ابراهيم، سؤال كرد. هنگامى كه از اختفاى آنان آگاهى يافت، از جستوجوى خود صرفنظر كرد». 1 اما عبدالحليم، منبع اين روايت را ذكر نكرده است.
بنده نيز در آن دسته از منابع تاريخى كه به بررسى انقلاب محمد، صاحب نفس زكيه پرداختهاند، اين روايت را نيافتم. اگر آنچه گفته شد، درست باشد، اين اتفاق در حيره رخ داده است؛ چراكه اقامت ابوالعباس سفاح در كوفه طولانى نبوده است و در سال 1312 ه .ق750/م از آنجا به حيره منتقل شد و عموى خود، عبدالله بن على را در آنجا بهعنوان والى و جانشين خودش انتخاب كرد.
اقامت سفاح در آنجا نيز خيلى به طول نينجاميد؛ بهگونهاى كه در سال 134ه .ق750/م از آنجا رهسپار «الانبار» شد. او آنجا را هنگام مرگش در سيزدهم ماه ذىالحجه سال 134 ه .ق/ 752م، به پايتختى خود برگزيد. 2
اينگونه به نظر مىرسد كه اقامت امام صادق(ع) در خلال زيارتش، بين