215آنجا نيز تحقيقات مقتضى ايفا شد. با توجه به نتايج اعلام اين رأى متعالى و اطلاعات و همم عليّه، دستورى در خصوص اين كار فرمايش شود.
DH. MKT 1476/68
تاريخ: 26 كانون اول 1303
110. توقيف سكههاى ايرانى
صورت ضبطيه به تاريخ 18. ذىالقعده. 1305
باب عالى، مجلس مخصوص
هنگام عزيمت به جانب حجاز، ده نفر ايرانى به دارالسعادت آمدند. آنان به مقدار 7 و 8 هزار قروش آقچه مرسوم ايرانى كه به قِران تعبير مىشود، همراه داشتند. اين سكهها به جهت ممنوعيت آن توقيف شده است.
اما آقچههاى مذكور در حجاز و بغداد متداول است؛ بنابراين هنگام حركت مرقومان از اينجا آقچهها بايد به آنها داده بشود و اين آقچهها به صورت امانت نگهدارى شوند. تذكرهاى با توضيحات لازم از طرف مقام سامىصدارت فرستاده شد. قيمت حقيقى قِران ايران در ولايت بصره و بغداد از طريق اين تذكره متخذ شد.
اما بر مبناى مندرجات تذكره سالفالذكر مخابره شده، فهميده شد كه سكه ايرانى ذكر شده، تنها در موسم حج در حجاز رواج مىيابد و بعد از آن، حجاج ايرانى در بازگشتشان، هر مقدار بتوانند جمع كرده، با خود مىبرند. مطابق تلگرافنامه ولايت حجاز آنچه كه در دست اهالى باقى مىماند، به صرافان فروخته و با آن النگو، انگشتر و ساير وسايل ساخته مىشود. با اين حال در تسليم قِرانهاى مذكور به حجاجِ مرقوم تعلل نكنيد؛ هرچند اين قِرانها فقط در بغداد و بصره رواج دارد و منحصر به اين دو شهر هستند. اگر قِرانهاى حجاج ايران در همين جا 1 به سكه عثمانى تبديل نشد، با