209الاطياب مجمع مفاخر الايقاى و الآداب ناحيت اعلامالعز و الاعتلا ناشر الضوء و الصفا عون الرفيق بن شريف اشرف امكن جهات زادها الله تعالى تشريفاً و تعظيماً به توفيقات خداوند يگانه و تلطفات خاطر ملوكانه موفور و مفر زياد از آنجايىكه مراتب خلوص عقيدت و باى فطرت و كمال رعايت اينجانب اين جناب جلالتمآب نسبت به حجاج تبعه اين دولت عليّه به وسايل عديده معروضه پيشگاه مقدس همايون شده بود، خواستيم دليلى براى اثبات ملاطفت قلبيه خودمان درباره آنجناب دولتمآب اقامه نماييم؛ لهذا يكقطعه نشان شير و خورشيد مكلل به الماس كه با اعظم رجال و اكابر ولاة داخله و خارجه سمت اختصاص دارد با حمايل آبى كه مخصوص آن نشان است، به رسم هديه اهدا و اين دو ربعه ظاهرى را كه نمونه[اى] از محبتهاى باطنيه ماست، اسباب حصول مقاصد خير، بين انتما نموديم كه طراز قامت باسعادت خود ساخته، در تزييد روابط الفت و وداد و تشييد مبانى مراودت و اتحاد فىمابين فِرَق اسلام كه امم حضرت جزالت نامند، بيش از پيش ساعى بود، حجاج تبعه اين دولت عليّه را به حمايت و رعايت قادرانه خود بهرهمند نمايند تا به عزت و آسودگى، فرايض مقرره را ادا و دولتين عليتين اسلام را به صميم قلب دعا كنند. حرر فى شهر محرمالحرام سنه 1304.
IDM 82788/1054
[سند سوم]
به حضور حضرت سامى صدارتپناه
عرض بنده چاكر اين است كه: سرورم حضرت صاحبدولت، من كه قبلاً از طرف دولت ايران نشان شير و خورشد مرصع دريافت كرده بودم، اين بار برات حمايلى نيز براى من فرستاده شده است. حمايلى به رنگ زرد كه صورت آن، در مقدمه برات نشان داده شده است. اين استدعا در خصوص قبول يا تعليق آن است. در اين باب امر