206
[سند دوم]
از طرف جناب صاحب فخامت، حضرت اشرف، شاهنشاه، حضرت حسامالسلطنه، چه در اثناى عزيمت به جانب حجاز و چه در بازگشت از آن، به خاطر التفات و اكراميات سنيّه كه در حق ايشان فرموده شد، ممنونيت و تشكرات خود را به حضرت داراى شهامت، شاه ايران عرض و ابلاغ كرد و تقريرى ملتمسانه همراه با توضيحات به خاك پاى معالىپيماى جناب پادشاها عطا كرد. تذكرهاى از سفارت ايران به نظارت جليله خارجه عرض و تقديم شد كه حاوى تشكرات معروضه است تا لازمه خرسندى را به سفارت مؤمىاليها ابلاغ شود. در اين خصوص، هر چه اراده سنيّه حضرت جهانبانى بفرمايند، با تعجيل منطوق منيفى ارسال مىشود. با اين بيان، تذكره ثناورى ترقيم شده است. 5 جمادىالاخر 1298.
[حاشيه]: بنده حقير معروض مىدارد كه: رسيده و اطاعت شده است. اين تذكره ساميه، ملفوفِ وكالتپناهى است. در تذكره، منظور عالى در تذكره تقرير شده است، كسب اذن و رضايت سفارت سنيّه مؤمىاليه ابلاغ شود كه قرين مساعده التفات حضرت پادشاهى شده است. تقرير و تذكره ذكر شده، اعاده شده است. در اين باب امر و فرمان حضرت من له الامر است. 5 جمادىالاخر 1298.
ف . HR 176/19
تاريخ: /5جماديالثانى1298/
[سند سوم]
باب عالى، نظارت جليله خارجه، ديوان رسايل
اتاق خارجه
چاكر حقير معروض مىدارد كه: از طرف سفارت ايران براى اظهار تشكر و ممنونيت از التفات سنيّه شايان حضرت شاهنشاه در حق حضرت حسامالسلطنه عموى مكرم و صاحبفخامت شاه، فرستاده حضرت شاه ايران، به خاك پاى همايونى تقديم