165مصطفى كه در خدمت ايشان بود، از طريق ايلچىگرى ايران و با تغيير جامه با يك نفر از اتباع ايران به تفليس رفت. آنها در آنجا نيز به عنوان مسافر، چند روز در كارپردازخانه توقف كردند. وى در آنجا با معرفت و توطئه كارپرداز ايران به جانب ايران فرستاده شد. هرچند اين موضوع در شقه مذكوره بيان شده است، ولى مخدوم، پسر حضرت شريف مشاراليه بوده و هرگز دست به چنين كارى نمىزند. اين ادعانامه احتمالاً از دسيسههاى تبعه ايرانى نشأت مىگيرد. اطلاعرسانى در مورد چنين مسموعاتى ذمّه بندگى و عبوديت بنده حقير به حضرت خاقانه وكالتپناه مىباشد. كيفيت ماوقع به اين صورت نمىتواند باشد. به مجرد وقوف بنده از موضوع، اطلاعات به شما ارسال مىشود. بر اين مبنا عريضه بندگى تقديم شده است. در اين باب امر و فرمان، لطف و احسان، حضرت من له الامر است. 25. رجب. 1275. [امضاء] متصرف بيگ قارص. [مهر] سيدمحمد تقىالدين.
A. MKT. UM: 336/2
تاريخ: /25رمضان1275/
[سند دوم]
سرورم حضرت صاحب عزت:
عبداللهبيگ، مخدوم والاى ذات قدسى، پسر شريف مكه مكرمه را به همراه خدمتكار 20 سالهاش، كه با هم در دارالسعادت و در محلى به نام دوشان تاشى مقيم بوديم، گمراه كرده، به ايران منتقل نمودند. جامه وى را تغيير دادند و به همراه يك نفر تبعه ايرانى از راه خواجهبيگ به اين طرف منتقل و به شهر تفليس داخل و در خانه شهبندر ايرانى كه آن طرف هست، ميهمان شدند. اين كيفيت آشكارا، از طرف بندگان تحقيق شد. اشخاص ذكر شده از طرف شهبندر مؤمىاليه يك روز قبل به جانب ايران منتقل شدند. اين خبر از جانب بندگانم به من اطلاع داده شد. بنده براى رسيدگى به اين امر فوراً تلاش كردم. اگر مقتضى است، فرمايشى در اين باب صادر شود. فرمان از آنِ