124
39. سفر حج شاهزاده قاجار
[سند اول]
هوالله الحميد
پدر من، صاحبدولت، ابهت، كريم چون ظلالله:
به حضرت خسروپاشا، شيخالوزراى صدراعظم دولت عليّه، سلام مخصوص مىفرستيم كه الحمدلله در سايه پدرم [خسروپاشا]، سالم و سلامت در 8 رمضان شريف به اسكندريه رسيدم. از اكرام، از خدمت، عزت و حرمتگزارى قاپتان 1 بسيار راضى و ممنون شديم. انشاءالله پدر من، هر آنچه كه شما لازم ديدهاند، به مصلحت من مىباشد، و اين خيال پيش نيايد كه پسرم رفت و جانش از دست من خلاص شد. انشاءالله، از بيتالله شريف سالم و سلامت برمىگردم [و] دوباره به پدرم زحمت مىدهم. كجا روم من كه از دولت عليّه نمىتوانم كمك درخواست كنم؟ پس از چه كسى بخواهم جز از شما پدرم؟ اى پدر عنايت و رحمت از شماست. من نيز در هر ساعت درس شما را فراموش نمىكنم، فراموش نمىكنم.
[سند دوم]
عريضه تنده چاكر به خاك پاى معالىآرا حضرت صدارتپناه
موافقت عثمانى با حج شاهزاده قاجارى و در نظر گرفتن تسهيلات در سفر
پسرم، جناب صاحبدولت، عنايت، عاطفت، سنىالهمم، كريم الشيما
در خصوص فرمايش معلومالعالى براى اذن رفتن شاهزاده ايران، تحريراتى مبنى بر همكارى در عبور وى از طريق دريا به جانب حجاز صورت گرفت. افاداتى در اين باره به طرف بندگان عاجز در ولايت مصر ارسال شد. جواب رسيده از مصر، متضمن بر رسيدن آنها به اسكندريه با سلامت و تخصيص كشتى همايونى به آنها مىباشد، آنها را