64 خود اين پيرو، جزء آن مجموع است؛ درحالىكه ظاهر آيه مىرساند پيروان از پيشوايان جدايند. 1
ج) فخررازى با توجه به مضمون روشن آيه نتوانسته است دلالت آن را بر وجود معصوم در هر زمان انكار كند. ولى براى اينكه عقيده پيروان مكتب اهلبيت(عليهم السلام) را نپذيرد، سخن از معصوم بودن «جميع امت» يا «اجماع امت» را به ميان آورده است؛ درحالىكه اولاً، مسائل اجماعى براى جميع امت، بسيار محدود است. اما همراهى با صادقان، وظيفهاى فراگير است. ثانياً، هيچ عربزبانى به هنگام نزول اين آيه، از كلمه « صادقين»، مجموع امت را نمىفهميده است. پس چگونه مىتوان آن را بر اين معنا حمل كرد. 2
د) فخررازى مىگويد: «اين صادقان معصوم نمىتوانند افراد مشخصى باشند؛ زيرا ما آگاهى به آنان نداريم». اين سخن اشكالش روشن است؛ زيرا اين آگاهى با مراجعه به دلايل عصمت امامان شيعه(عليهم السلام) كه در منابع فريقين بيش از حد تواتر است، براى هركسى امكانپذير مىباشد.
ه) قول به عصمت غير از چهارده معصوم برخلاف اجماع قطعى همه مسلمانان است؛ زيرا شيعه تنها چهارده نفر از امت را معصوم مىداند و اهلسنت تنها رسول خدا(ص) را معصوم مىداند. ازاينرو عقيده به عصمت ديگران، خلاف اجماع مركب است.
و) ظاهر عنوان صادقين در آيه، عام استغراقى و شمولى است نه مجموعى؛ توضيح آنكه طبق سخن فخررازى، عصمت براى مجموع امت است نه جميع آنها؛ درحالىكه «مجموع» عنوانى است اعتبارى كه قيد وحدت، افراد آن را به هم