54
اهلبيتي أُذَكِّرُكُمُ الله فِي اهلبيتي» . 1
حضرت در بيمارىاى كه موجب رحلت ايشان شد، فرمود: «دوات و قلمى حاضر كنيد تا نامهاى براى شما بنويسم كه سبب هدايت شما شود». اما خليفه دوم با اين كار مخالفت كرد. وى براى نفى نياز جامعه مسلمانان به مرجعيت علمى اهلبيت(عليهم السلام) شعار
«إن الرجل ليهجر» و «حسبنا كتاب الله» 2را مطرح كرد. به دنبال اين تفكر بود كه زمامداران ستمگر، اهلبيت پيامبر(ص) را به انزوا كشيدند و آنها را شكنجه و شهيد نمودند تا مانع حكومت و مرجعيت آنها گردند.
دلايل مرجعيت علمى امامان(عليهم السلام)
دليل اول: عقل
در حيات پيامبر اسلام(ص) خود آن حضرت، تفسير، تبيين و تعليم احكام الهى را برعهده داشت و با علم خداوندى، مرجع علمى و دينى مردم بود. اما با توجه به نزول تدريجى قرآن و وجود گرفتارىهاى دوره پيامبرى آن حضرت، بهويژه ده سال جنگ با دشمنان داخلى و خارجى، پيامبر اسلام(ص) فرصت نيافت تا همه را براى مردم بيان نمايد.
همچنين از آنجايى كه اسلام، دينى جاودان 3 است و پيامبر اسلام(ص) خاتم پيامبران مىباشد، بايد آخرين شريعت آسمانى، تأمينكننده همه نيازهاى بشرى باشد. ازاينرو چنين دينى به كارشناسانى احتياج دارد كه رهبرى و مرجعيت