28«ابوصلاح حلبى» صفات امام را چنين بيان كرده است: «عصمت، اعلم بودن در تدبير، افضل بودن در صفات كمال و برترى در پاداش اخروى و منصوص بودن از طرف خداوند». 1
«خواجه نصيرالدين طوسى» نيز درباره صفات و شرايط امام چنين گفته است:
عصمت، علم به آنچه امامت در مسائل دنيوى و دينى اقتضا مىكند، شجاعت، برترى بر ديگران در صفات كمال، پاكى از هر عيبى كه باعث نفرت مىگردد، نزديكترين افراد به خدا و بهرهمندى از پاداش بيشتر، برخوردار از آيات و معجزات و يگانه بودن در هر عصر و زمانى. 2
مقام امامت در مكتب تشيع، منصبى الهى و انتصابى است؛ زيرا امام(ع) جانشين پيامبر(ص) است و همانطور كه خداوند، پيامبر(ص) را تعييين مىكند، امام را نيز نصب مىنمايد. در اين ديدگاه، انتخاب، گزينش، شورا، اتفاق يا اكثريت آرا، بىمعنا و بىارزش است. آنچه اهميت دارد انتصاب از طرف خداوند است؛ بهطورىكه اگر همه مردم جهان در يك انتخاب سالم و آزاد، «مسيلمه كذاب» را براى پيامبرى انتخاب نمايند، ولى به پيامبر اسلام(ص) حتى يك رأى هم ندهند، مسيلمه پيامبر نمىشود و پيامبر اكرم(ص) نيز نبوت خود را از دست نمىدهد.
همين مطلب درباره امام و جانشين پيامبر نيز جارى و صادق است. امام همان وظايف پيامبر(ص) را دارد. تنها تفاوت پيامبر(ص) و امام در اين است كه پيامبر پايهگذار دين، طرف وحى الهى و داراى كتاب است.
از نظر شيعه، امام قلب جامعه است و بحث از امامت جزء اصول دين است. امام بيانگر اصول و فروع دين، نگهبان آن از تحريف و مرجع تمام مسائل دينى و