177
اشكال دوم
عبدالكريم سروش مىگويد:
شخصيتى كه به اين افراد (امامان شيعه) داده شده، تقريباً برابر با شخصيت پيامبر است و مىتوانيم بگوييم مفهوم خاتميت پيامبر را دچار تزلزل كرده است. اين نكته بسيار مهمى است كه ما، چه شيعه باشيم يا نباشيم، بايد تكليفمان را با آن مشخص كنيم. 1
اشكالكننده در ادامه بحث خود، يكى ازموارد تزلزل خاتميت را محدث بودن اهلبيت(عليهم السلام) مىداند و مىنويسد:
البته شيعيان نمىگفتند كه امامان شيعه مورد و محل وحى قرار مىگيرند. ولى تعبير ديگرى به كار مىبرند و مىگويند اينها محدث و ملهم هستند؛ يعنى يكجورى حقايق را به ايشان مىفهمانند. آن شكلش را نمىگفتند. اما اسم وحى هم نمىآورند براى اينكه متمايز بشوند از پيامبر. 2
سپس مىگويد: «... اين دركى كه شيعيان خصوصاً شيعيان ايران از ولايت دارند، واقعاً نفىكننده خاتميت است». 3
نقد وبررسى
درخور توجه است كه ختم نبوت با محدث بودن اهلبيت(عليهم السلام) منافاتى ندارد و به معناى ختم تحديث يا الهام نيست. استاد شهيد مطهرى در اين زمينه مىگويد:
قرآن كريم افرادى را ياد مىكند كه از زندگى معنوى نيرومندى برخوردار بودهاند، با فرشتگان هم سخن بوده و امور خارقالعاده از آنها سر مىزده؛ بدون