271بنابراين، اين وجهِ ترجيح نيز درست به نظر نمىرسد.
نكته: برخى قول به ذهاب حمره را التزام به حقيقتِ شرعيه بودن غروب دانستهاند. 1 اين مطلب را شايد بتوان به فقهايى كه روايات استتار را به دليل موافقت با عامه طرح نمودهاند، نسبت داد؛ چراكه از ديدگاه اين دسته تنها روايات ذهاب حمره بيانگر غروب بوده و اين روايات معناى جديدى را براى غروب تأسيس نموده است. باوجود اين، فقيهان متعددى كه ادله ذهاب را نص، مفسر، شارح، مقيد يا حاكم بر اخبار استتار دانستهاند، تنها مراد شارع از غروب را تبيين نمودهاند؛ نه اينكه مدعى باشند شارع غروب را براى معناى ديگرى وضع كرده است.
جمعبندى وجوه جمع و ترجيح
در اين فصل ابتدا به وجوه مختلف جمع پرداختيم؛ فارغ از اينكه برخى به دليل عدم تماميت دلالت يا سندِ رواياتِ ذهاب، اساساً تعارضى را قائل نيستند، از آنچه گفته شد روشن شد كه قائلان به استتار - با حمل روايات ذهاب بر احتياط موضوعى، استحباب و علاميتِ ذهاب براى تيقن به غروب - سعى در جمع بين روايات داشتهاند. در كلام برخى قائلان به استتار، يا به دليل ارتباط اين سه وجه (به اين صورت كه علاميت و احتياط منشأ استحباب باشد) يا لسان مختلف رواياتِ ذهاب حمره، هر سه وجه مطرح شده است. اين وجوهِ جمع شواهد مختلفى از روايات را با خود به همراه داشت.
درمقابل، معتقدان به لزوم ذهاب حمره، رابطه اخبار ذهاب و روايات استتار را مطلق و مقيد يا مجمل و مبين انگاشته و مقيد و مبين را مقدم داشتهاند. تعبير برخى