222
الْفَحْمَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ، يَعْنِي السَّوَادَ». 1
البته درمورد اين روايت، ضمن خدشه در مواظبت حضرت بر تأخير و تكرار اين عمل، بايد توجه داشت موردِ روايت، سفر بوده كه در روايات توسعه داده شده است. 2
برخى نيز روايت يعقوب بن شعيب را 3 كه در آن امر به تمسيه مغرب شده و در پى آن اينگونه تعليل آمده بود كه «فَإِنَّ الشَّمْسَ تَغِيبُ مِنْ عِنْدِكُمْ قَبْلَ أَنْ تَغِيبَ مِنْ عِنْدِنَا» ، ظاهر در استحباب دانستهاند. 4
اشكال اول
برخى چنين جمعى را بدون دليل خواندهاند. گرچه اين اشكال بهنحو جمعِ استحباب مطرح شده است، مىتوان آن را به وجه جمعِ احتياط نيز سرايت داد.
گاه برخى با حمل روايات حمره بر استحباب و فضيلت، بين اخبار جمع كردهاند؛ با اينكه چنين حملى تصرف در ظواهر روايات ذهاب است، بدون اينكه دليل و شاهدى وجود داشته باشد. 5
پاسخ
چنين حملى شواهد متعددى دارد و به هيچوجه بدون دليل نيست؛ چراكه از ميان رواياتِ باب ذهاب حمره، مىتوان شواهدى بر آن ذكر كرد 6؛ ازجمله موثقه عبدالله ابن وضّاح، در فقره «أَرَى لَكَ أَنْ تَنْتَظِرَ حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَة» دلالت بر استحباب دارد و فقره «تَأْخُذَ بِالْحَائِطَة لِدِينِك» صراحت در احتياط؛ بهويژه اگر نسخه تهذيب، يعنى