218جهت داراى ضعف مىباشند 1؛ بنابراين از نظر ايشان، نوبت به جمع بين روايات يا ترجيح يك دسته بر دسته ديگر نخواهد رسيد. البته اين بدان معنا نيست كه روايات ذهاب حمره طرح گردد، بلكه در محدوده دلالتش - اعم از علاميت، احتياط يا استحباب - مورد عمل قرار ميگيرد. برخى 2 تنها يك و بعضى ديگر 3 دو روايت از ادله ذهاب را از جهت سند و دلالت پذيرفتهاند.
آيت الله بهجت تبيين زيبايى با عنوان «تدقيق في جهة إنكار صحة روايات الزوال أو كثرتها» داشته، انكار صحت روايات ذهاب حمره را ناشى از اختلاف نظر رجالى و انكار كثرت آن را در نتيجه خارج كردن رواياتِ بيانگر احتياط، علاميت، غيبوبت از همه زمين و امثال آن از رواياتِ دال بر ذهاب دانسته است. 4
با توجه به مباحث گذشته، روشن شد كه در ميان روايات ذهاب، اخبارى وجود دارد كه هم دلالت روشنى بر ذهاب حمره داشته، هم از ديدگاه ما داراى اعتبار مىباشد. رواياتى چون مرسله ابنابىعمير، مرسله ابناشيم، صحيحه يونس بن يعقوب و صحيحه زراره، مبنى بر ظهور ثلاثة انجم كه تناسب با ذهاب حمره دارد، از اين دستهاند. پس با توجه به روايات متكثره و قريب به تواتر از طرف قائلان به استتار و اخبار دال بر ذهاب حمره كه از آن ياد شد، تعارض بين دو دسته شكل گرفته است كه براى جمع يا ترجيح يكى بر ديگرى بايد چارهاى انديشيد.
اين فصل را با سه گفتارِ «وجوه جمع قائلان به استتار شمس»، «وجوه جمع قائلان به ذهاب حمره» و «وجوه ترجيح روايات ذهاب» پى مىگيريم.