212هنگام صبح نيز وجود حمره در طرف مغرب دليل طلوع خورشيد و وجود آن بر روى زمين خواهد بود. 1
اين اشكال ازجانب قائلان هر دو قول پاسخ داده شده است؛ اولاً قائلان به ذهاب بر اين عقيدهاند كه دلالت حمره بر عدم غروب مستفاد از روايات است؛ بنابراين، متعبّد مىشويم. ولى چنين تعبدى در طرف صبح وجود ندارد. 2
ثانياً وجود حمره در طرف مغرب مفيد شك در ليل است و درنتيجه قاطع استصحاب نخواهد بود؛ نهاينكه يقين به عدم غروب داشته باشيم. اين مطلب را در طرف صبح نيز ملتزم مىشويم؛ چراكه وجود حمره مغربيه وقت صبح، شك در طلوع را به دنبال دارد و استصحاب ليل جارى است. 3
نكته دوم
در ميان قائلان به ذهاب حمره اختلافى جزئى وجود دارد؛ عده كثيرى گذر نمودن حمره از بالاى سر را لازم دانستهاند، ولى برخى از قائلان به ذهاب حمره چنين باورى ندارند؛ بلكه بالا آمدن حمره از افق مشرق و ذهاب آن را كافى دانسته و عبور از سمتالرأس را لازم نشمردهاند.
بعضى منشأ اين اختلاف را تفاوت ظاهر كلماتِ قائلان به ذهاب دانستهاند. 4 ممكن است اين بيان نسبت به عبارت برخى فقهاى متقدم و متأخّر صحيح باشد؛ مثلاً صاحب حدائق نيز، وقتى دو قول استتار و ذهاب را مقابل يكديگر قرار مىدهد، اينگونه مىنويسد: