191به غروب پيدا مىنمايد؛ ولى درميان اصحاب اماميه برخى مراعات زوال حمره مشرقيه را لازم مىدانند كه احوط اين است. اما بنابر قول اول (كفايت استتار)، وقتى خورشيد از ديد بيننده غايب مىگردد، ولى نور آن بر كوه مقابل يا ساختمان بلندى مثل مناره اسكندريه وجود داشته باشد، مىتواند نماز مغرب بخواند. اما نقل ديگرى مىگويد خواندن نماز جايز نيست تا نور خورشيد از هر موضعى كه قابل رؤيت است غايب گردد؛ اين احوط است. 1
همانطور كه روشن است، ايشان بعد از اينكه سقوط شمس و ذهاب حمره را دو قول در باب وقت مغرب معرفى مىنمايد، بنابر قول اول، يعنى سقوط قرص، اين مسئله را مطرح مىكند كه آيا غيبوبت از نگاه ناظر كافى است يا اينكه بايد شعاع خورشيد از جبال و مناره نيز محو شود. بنابراين از ديدگاه ايشان اين فرض نهتنها با ذهاب حمره مشرقيه تلازم ندارد، بلكه قسيم آن محسوب شده است.
نتيجه اينكه دلالت اين روايت بر ذهاب حمره مشرقيه ظاهر نيست، بلكه از جهاتى مىتوان آن را از ادله قول به استتار برشمرد؛ آنگونه كه در كلام برخى 2 اين روايت در رديف روايات استتار قرار گرفته است.
روايت هفتم: صحيحه بكر بن محمد
عَنْ أَبِي عَبْدِالله(ع) أَنَّهُ سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ: إِنَّ الله يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ (فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي) فَهَذَا اول الْوَقْتِ. 3
شخصى از امام صادق(ع) از وقت نماز مغرب پرسيد. امام(ع) فرمودند: خداوند در قرآن