148
لِرَجُلٍ ظَنَّ أَنَّ الشَّمْسَ قَدْ غَابَتْ فَأَفْطَرَ ثُمَّ أَبْصَرَ الشَّمْسَ بَعْدَ ذَلِكَ قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ قَضَاءٌ. 1
زراره مىگويد: از امام باقر(ع) درمورد وقت افطارِ روزهدار پرسيدم. حضرت فرمودند: زمانى كه سه ستاره ظاهر مىشود. سپس به شخصى كه به گمان غايب شدن خورشيد افطار نموده بود و بعد علم به عدم غروب پيدا كرده بود، فرمودند: قضايى بر وى نيست.
درمورد اين روايت موضعگيرىهاى متفاوتى شده است؛ برخى 2 بدوّ ثلاثة نجوم را موافق قول ابىالخطاب دانسته، و برخى ديگر آن را با ذهاب حمره مشرقيه همزمان دانسته 3 و بهكار بردن اين تعبير را معلول تقيه شمردهاند. 4 دراين ميان، برخى از فقها سخن از امكان ظهور سه ستاره و بيشتر، قبل از ذهاب حمره راندهاند و دلالت آن بر ذهاب حمره را منكر شدهاند. 5
درهرصورت، برخى قول صدوقين را شاذ دانسته 6 و برخى ديگر آن را بر قول مشهور تطبيق دادهاند. 7 از كلام برخى نيز علامت بودن ظهور سه ستاره قابل برداشت است. 8 به نظر مىرسد مراد صدوقين بيان علامت بوده است و موضوعيتى براى ظهور ثلاثة انجم قائل نبودهاند. شاهد اين مطلب ذيل عبارت ايشان است:
«وهي تطلع مع غروب الشمس». 9 از اين عبارت و نيز فقره اخير روايتِ
«... ظَنَّ أَنَّ الشَّمْسَ قَدْ غَابَتْ...» ، روشن مىشود غيبوبت و غروب شمس، معيار اصلى است و ثلاثة انجم